× ناگفته ها ×

خرید بک لینک
هیچکس از آینده خبر ندارد ، مردی که امروز با عجله توی ِ مترو از تو ساعت پرسید شاید یک ماه ِ بعد به نام کوچکش او را صدا بزنی ، شاید دختری که امروز با او قدم میزنی و بستنی میخوری ، چند سال بعد خسته و کالسکه به دست از رو به رو به سمتت بیاید و تو سَرَت توی ِ کیفت باشد و با تنه از کنارش رد شوی ، شاید او برگردد تو هم برگردی یک ثانیه به هم خیره شوید و یک سال خاطره زنده شود ، اصلا شاید هم او از خستگی بر × ناگفته ها ×...

ما را در سایت × ناگفته ها × دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 12:59

هر کدام از آدم ها برای ِ خودشان یک دایره دارند . این را معلم ِ پرورشی ِ دوم ِ راهنمایی ِ مان میگفت . نمیدانم چه شد که یکهو این همه به دایره اش نزدیک شدم . منی که تمام ِ عمر در دایره ی ِ خودم بوده ام و بس . یک بار یواشکی سَرَم را کردم توی ِ دایره اش . دایره ای که شبیه ِ دایره های ِ دیگر نبود . شبیه ِ یک قفس بود تا دایره . کسی را به داخلش راه نمیداد . شاید نمیخواست . شاید هم بلد نبود اصلا . نمی د × ناگفته ها ×...

ما را در سایت × ناگفته ها × دنبال می‌کنید

برچسب: دایره, نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 21:11

صفحه بندی